در انتهای جاده تردید...اندرون گرگ و میش...همه مبهم...همه تزویر...همه لبریز

 

چراها...؟؟؟؟؟؟؟

 

مه پرسشگر...بسته چشم بر هر حقیقت...

 

همه مبهوت...همه ساکت...همه گمراه...همه بی تاب...

 

بی دلیل و بی ثبات

 

و در این بی پایان..دو علامت سوال..هر دو مست باده پاسخ ها

 

که همانا ماییم گره خورده تا رسیدن به سراب

 

چه کسی پندارد که سراب نیست!!!خداست!!! (متن از بهار)       


 

نوشته شده توسط HACKED BY در سه شنبه 12 تیر1386 ساعت 16:51 موضوع | لینک ثابت